تبليغاتX
مسافر تنهایی


مسافر تنهایی

بگذارید و بگذرید ببینید و دل مبندید چشم بیندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت

 

یادمان باشد گر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

              

            یادمان باشد عشق و محبت را نمی شود گدایی کرد

نوشته شده در پنجشنبه 9 دی1389ساعت 0:43 توسط مسافر تنهایی- فرهاد|

بهتره توو این دنیای بی هوا؛ هوای همو نگه داریم. يادم باشه لبخندم رو توى آیینه جا نگذارم .
نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت 23:9 توسط مسافر تنهایی- فرهاد| |

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ... گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار گفتي باشه حالا من دارم گريه مي کنم و آسمون نمي باره و تو هم اون دور دورا ايستادي به من مي خندی....!
نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت 23:2 توسط مسافر تنهایی- فرهاد| |

یادم باشد که آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند . میــان نــامـه هــایــت مـی نــوشــتی : زنــــدگی زیبـــاسـت و من هـــم زنــــدگی را ، در تــــو مــی دیـــــدم . بـــرو اســتـاد ِ خــــوبــی هـا !بـه من درسِ وفـــا دادی ! و من هــم خـــوب فهـــمیــدم وفــــا یعنــی : خـــداحـــافــــظ !
نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 23:9 توسط مسافر تنهایی- فرهاد| |


چشمای من ببار آروم

سر به سرم بزار آروم

گریه بکن اگه دلت تنگه

خدا بگو برای من کی اومده به جای من

که این روزا قلبش از سنگه

انقدر دوری ازم که اسمم از یادت تو رفته

سالی یک بار یاد من باش

ولی من هفت روز هفته

فکرم اینه شب و روز که چرا بامن خشک و سردی

واسه دلخوشیم کاش خداحافظی میکردی

یه خدا حافظی نکردی که دلم خوش باشه شاید

چطوری بگم به چشمام که تورو نبینه باید

تورو مجبورم نبینم آخه از من خیلی دوری

خودت میخوای بی تو باشم خودتم بگو چه جوری

اشکای من ببار آروم دست رو دلم  بزار آروم

گریه بکن اگه دلت تنگه

خدا بگو به برای من کی اومده بی جای من

که این روزا قلبش از سنگه

نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 1:25 توسط مسافر تنهایی- فرهاد| |



     دلم با عشق تو عاشق ترین شد / تمام لحظه هایم بهترین شد

      ولی بی مهریت كار دلم ساخت / دل تنهای من تنها ترین شد

نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 1:1 توسط مسافر تنهایی- فرهاد| |


آدم های ساده را دوست دارم ! همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند ! همان ها که برای همه لبخند دارند ! همان ها که همیشه هستند ؛ برای همه هستند ! آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد . . . . عمرشان کوتاه است ! آدم های ساده را دوست دارم ! بوی ناب ** آدم ** می دهند


نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 1:0 توسط مسافر تنهایی- فرهاد| |


جای دسته گلی که فردا روی قبرم می گذاری ، امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن ! به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی ، امروز با تبسمی شادم کن ! به جای متن های تسلیتی که فردا برایم می نویسی ، امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن ! من امروز به تو نیاز دارم ، نه فردا

نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 0:58 توسط مسافر تنهایی- فرهاد| |

كجايي عزيزم ببيني كه تنهام

كجايي ببيني چه تاريك شبهام
چي شد كه تو نگاهت كسي ديگه اي بود
كجايي كه بعدت تو غم همدمم بود
نگاهم هنوز تو حسرت نگاهت
بيا تا بريزم اشكامو به راهت
كجايي گل من تو رفتي ميدونم
دلم تنگه واسه تو نامهربونم
بدون تا ابد تو قلب مني
ولي باز چه آسون دلمو ميشكني
اوني كه پرهاشو بست و نشست
چه ساده پريد و دلم رو شكست
 نبودي ببيني چي اومد سرمن
كجايي ببيني شكسته پر من
پريدي چه ساده تو تنها نزارم
ميدوني كه ناي پريدن ندارم
پر من شكسته نكن ناميدم
بدون بعد چشمات خوشي رو نديدم
چه شبها به يادت نشستم ميدوني
بسه گريه زاري تو نامهربوني
بدون تا ابد تو قلب مني
ولي باز چه ساده دلو ميشكني
 اوني كه پرهاشو بست و نشست
چه ساده پريد و دلم رو شكست


نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 23:50 توسط مسافر تنهایی- فرهاد| |

دستفروشی روبروی معروف ترین مغازهء شهر نشسته بود و گران ترین عطر ها را به یک پنجم قیمت آن مغازه می فروخت، اما مردم از بیم تقلبی بودن ... ترجیح می دادند که جنس مغازه را بخرند.... آری ، عشق را هم اگر ارزان بفروشی هیچکس خریدارش نیست

نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت1391ساعت 0:44 توسط مسافر تنهایی- فرهاد| |


Design By : Night Skin